پژوهش
     
 
 

 

نمادشناسی تخت مرمر

 

چکیده

مقاله نماد شناسی تخت مرمرپژوهشی است در باب تخت مرمر که در ایوان تخت مرمر قدیمی ترین بنا در کاخ گلستان واقع گردیده است .

در این پژوهش نگارنده با هدف تفسیر و شرح ساخت تخت مرمر به نماد شناسی عناصر تخت پرداخته است ، موضوعات عنوان شده در این مبحث عبارتند از تعریف نماد شناسی ایوان تخت مرمر، آرایه های تزئینی و نماد شناسی تخت مرمر.

روش تحقیق در این پژوهش مشتمل بر دو روش کتابخانه ای و روش میدانی می باشد. .

در خاتمه بر پایه مطالعات انجام شده این نتیجه حاصل می شود که هدف از ساخت تخت مرمر صرفاً محدود به یک الگوبرداری ساده از افسانه تخت سلیمان نیست، بلکه تخت مرمر نمادی از قدرت شاه و جاودانگی سلطنت به شمار می رود.

 

واژه های کلیدی  

نماد تخت مرمر –فرشته – دیو –اژد ها – شیر

 

مقدمه

تهران از روزگاران دور مورد توجه شاهان صفوی بوده و آنها با ایجاد حصار و خندق و بعضی بناها این شهر را گسترش دادند . اولین بنایی که در محدوده ارگ سلطنتی بنا گردیده ؛ عمارت معروف به دیوانخانه در سالهای اولیه حکومت کریم خان زند بود که در شمال غربی ارگ به سال 1172 ه ق ساخته شد .

در زمان فتحعلیشاه ( 1250-1211ه.ق) تخت مرمر بزرگی در وسط این ایوان بنا نهاده شد( 1221 ه ق) از میرزا بابای شیرازی و استاد محمد ابراهیم اصفهانی به عنوان طراح و سرپرست هنرمندان حجار سازنده یا د شده است.  فتحعلی خان صبا ملک الشعراء نیز قصیده مطولی در وصف این تخت و فتعلیشاه سروده است که فقط 17 بیت از آن به تعداد ترنجهای داخل و خارج طارمی ها انتخاب و به خط نستعلیق زراندود دورادور تخت کنده کاری شده است .

با ساخت این تخت ایوان تخت مرمر جایگاهی برای انجام مراسم سلام و بارعام می شود . این تخت بر دوش سه دیو و 6 فرشته و یازده ستون مارپیچ استوار است ، در قسمت جلو هم دو پله که در دو طرف آن دو شیر نشسته دیده می شود، قرار دارد .

هدف از این پژوهش نماد شناسی عناصر سازنده تخت مرمر و اثبات این حقیقت است که تخت مرمر یا تخت سلیمانی نماد قدرت شاهی و جاودانگی سلطنت است .

پژوهش مشتمل بر سه بخش است :

1-تعریف  نماد شناسی ، این فصل تعریفی کلی از نماد به دست می دهد.

2- ایوان تخت مرمر ؛ فصل دوم نگاهی گذرا به ایوان تخت مرمر دارد که تخت مرمر در میان شاه نشین ایوان قراردارد .

3- آرایه های تزئینی و نماد شناسی تخت مرمر : این فصل مبحث اصلی را شامل می شود ؛ پس از شرح آرایه های تزئینی تخت به نماد شناسی عناصر سازنده تخت ؛ فرشته  ـ دیو ـ اژدها ... پرداخته شده است .

سرانجام بر پایه نماد شناسی علمی عناصر سازنده تخت این نتیجه حاصل می شود که هدف از ساخت تخت نمایش قدرت و بصیرت شاه و جاودانگی سلطنت است .

روش تحقیق :

روش تحقیق در این مقاله شامل دو بخش است: الف ) روش کتابخانه ای  ب) روش میدانی .

در روش کتابخانه ای نگارنده به مطالعه منابع کلاسیک و جدید در ارتباط با تخت مرمر ، و در روش میدانی نیز به بررسی تزئینات و سایر و یژگی های تخت مرمر پرداخته است .

پیشینه تحقیق :

در سفرنامه ها و خاطرات به جای مانده از سیاحان ایرانی و خارجی در دوره قاجاریه توصیفی از تخت مرمر به جای مانده است .

در دوره معاصر محققین برجسته ای مانند یحیی ذکاء ، محمد سمسار و فاطمه سرائیان به شرح و توصیف تخت مرمر پرداخته اند . آقای یحیی ذکاء از دیدگاه نمادشناسی اشاره ای مختصر به این مطلب داشته اند که تخت مرمر برگرفته از تخت سلیمانی است که بردوش 6 فرشته و 3 دیو حمل می گردد.

نگارنده در پی تکمیل تحقیقات ایشان به نماد شناسی اجزاء سازنده تخت پرداخته است .

مبانی نظری :

در باب ساخت تخت شاهی تخت مرمر واقع در ایوان تخت مرمر تا کنون دو نظریه ارائه گردیده است :

الف) : نظریه کلاسیک در مورد ساخت تخت مرمر برگرفته از روایت افسانه آمیز تخت حضرت سلیمان ( ع) است  تخت مرمر مانند تخت حضرت سلیمان نبی ( ع ) بردوش سه دیو و شش فرشته حمل می گردد . این نظریه در حال حاضر با استناد به منابع و قرآن کریم رد گردیده است و پایه علمی ندارد .

ب) : نظریه جدید برپایه مطالعات نمادشناسی عناصر تشکیل دهنده تخت مرمر توسط نگارنده عنوان گردیده و بنیان تخت را در ارتباط با قدرت شاهی و سلطنت می داند . در واقع تخت شاهی نماد قدرت شاه و جاودانگی سلطنت وی است.

نماد شناسی تخت مرمر

فصل 1: تعریف نماد

در این فصل به تعریف نماد و کاربرد آن و دلیل نیاز انسان به نماد خواهیم پرداخت نماد بر مفاهیم انتزاعی و برخاسته از ناخود آگاه بیشتر تاکید دارد تا منطق خود آگاه و متفکرانه . نماد به شکلی غیرمستقیم ما را به شناخت مدلول خود هدایت می کند ؛ زیرا برای بیان تعریف مستقیم مدلول عبارت رسا و وافی وجود ندارد . نماد تصویری محسوس و شناخته شده ؛ به امری متعالی و ناشناخته ومبهم می رسد و با اینکه مفهومش بارها و بارها گشوده می شود همچنان زنده باقی می ماند .( کوپر ، 1379ص 1) مطالعه نمادها صرفاً یک تبحر نیست ؛ نماد با خودشناسی انسان مربوط است .

نماد یکی از ابزارهای معرفت و کهن ترین و بنیادی ترین روش بیان محسوب می شود ، ابزاری که موجب آشکار شدن مفاهیمی می گردد که به صورت دیگری قابل بیان نیستند .

با اینکه می توان نماد را به شرح و توصیفی محدود کرد . این امکان نیز وجود دارد که آن را نقطه عزیمتی دانست برای سفری اکتشافی، سفر یا جستجوی دو سویه از فکر و روح ، از ژرفای درون و اوج برون ، درون ذاتی و متعالی در سطح عمودی وافقی ، نماد فی نفسه کاربردی واسطه ای دارد . نزدیک ترین راه را می نمایاند و به درک رهنمون می شود.

به قول لین یو – تانگ و نماد تخیل ما را بر می انگیزد و مارا به اقالیم بی کلام اندیشه رهبری می کند این اندیشه از آن خود فرد نیست نمادنمی تواند به طور غیر طبیعی و من عندی برای بیان خواستها و افکار شخصیتی به وجود آید . نماد از فرد فراتر می رود و جهانی می شود وجزء ذات حیات معنوی است . نماد چه برونی باشد و چه پست بیان حقیقتی متعالی است که به هیئت نماد درآمده است ؛ یکی از ابزارهای برقراری ارتباط با حقایقی است که محدودیتهای زبان آنها را مبهم ساخته، یا بیان مناسب آنها را مشکل کرده است . عرصه فرهنگ یا ماوراء الطبیعه ، خاکی است که نماد در آن می روید نماد کلیدی است برای ورود به قلمرو وسیع تر از خودش و وسیع تر از انسانی که آن را به کار می برد . نماد عیناً با موضوع برابر نیست بلکه قسمتهای ضروری موضوع را نشان می دهد تا قابل فهم شود . نماد دارای قلمرو وسیعی از امکانات است و درک روابط بنیادین میان اشکال یا ظواهری را که در صورت متفاوتند ، امکان پذیرمی سازد .

نماد گسترده و فراگیر است ، به همین دلیل احتمال دارد که تعداد آن کم باشد و کاربردهای گوناگون از یک نماد آن را دو یا چند خصله سازد تا با موضوعات فرعی منطبق شود . نماد می تواند هم معنای باطنی داشته باشد و هم ظاهری از این رو بدیهی ترین و معمولی ترین تفسیرر لزوماً کامل نیست وصرفاً نیمی از حقیقت است . نماد می تواند هم آشکار و هم پنهان باشد .

نمادگرایی برای ذهن بشر اساسی است . نادیده انگاشتن آن موجب کمبود می شود . نماد برای اندیشیدن ضروری است . یک نماد کامل همه ابعاد انسان روح ، عقل و احساسات را اقناع می کند ( کوپر 1379 ص 4و5 )

ایوان تخت مرمر

تهران از روزگاران دورمورد توجه شاهان صفوی بود. آنها با ایجاد حصار و خندق و بعضی بناها این شهر را گسترش دادند . نقشه هایی که از عهد قاجاریه به جای مانده نشان می دهد که محل فعلی مجموعه کاخهای باغ گلستان در محدوده برج و بارویی معروف به ارگ بوده که در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شده است . گرچه بیشتر بناهای کاخ گلستان متعلق به زمان قاجاریه بویژه ناصرالدین شاه است . ولی اولین بنایی که در محدوده ارگ سلطنتی بنا شد عمارت معروف به دیوانخانه در سالهای اولیه حکومت کریم خان زند بود که در شمال غربی ارگ به سال 1172 ه .ق ساخته شد .بعد از وی آغا محمد خان قاجار عمارت تخت مرمر را برپایه عمارت کریم خانی بازسازی کرد .( کیانی 1374 ص 193 )

به دستور وی عمارت وکیل شیراز تخریب شد و ستونهای سنگی بلند و یکپارچه و سنگهای مرمر و آینه ها ، درها و پرده های نقاشی شده آن عمارت را از شیراز به تهران آورده و در این ایوان نصب کردند                         ( 1206 ه ق ) . در دوره فتحعلیشاه نیز در ساختمان ایوان تغییراتی داده شد . تزئین طاقچه ها و طاقنماها و ازاره ها ونصب دو پرتره در طاقچه های ایوان از دگرگونی های این دوره بود . ( سمسار ، 1387، ص 70 ) در زمان فتحعلیشاه ( 1250-1211 ه ق) تخت مرمر بزرگی در قسمت میانی ایوان بنا نهاده شد . این بنا نقشه و معماری ساده ای دارد ؛ شاه نشین ایوان تخت مرمر و اتاقهای گوشواره که در میان ایوان شاهی و در طرفین دو اتاق برای تشریفات و پذیرایی است . اتاقها با پنجره های گره چینی ونقاشی تزئین شده اند و  شیشه های رنگارنگ دارند.

آرایه های تزئینی و نمادشناسی تخت مرمر

  در حدود سال 1221 ه.ق. به دستور فتحعلیشاه تختی از سنگ مرمر زرد یزد در اصفهان ساخته شد و در وسط ایوان نصب گردید که آن را ( تخت مرمر یا تخت سلیمان ) نامیدند . طراح تخت میرزا بابای شیرازی بوده و حجاری آن را استاد محمد ابراهیم اصفهانی به عهده داشت . فتعلی خان صبا ملک الشعراء نیز قصیده مطولی در وصف این این تخت و فتعلی شاه سروده که فقط 17 بیت از آن به تعداد ترنج های داخل و خارج طارمی ها انتخاب شده و به خط نستعلیق زراندود دورادور تخت کنده کاری شده است . و در آخرین مصرع نیز تاریخ ساخت تخت ( 1221 ه ق) دیده می شود . این تخت بر دوش 3 دیو و شش  فرشته و بر یازده ستون مارپیچ استوار است . در جلوی هم دو پله است که در دو طرف آن دو شیر نشسته قرار دارد . ( سمسار ، 1387 ، 70).

با ساخت این تخت ایوان تخت مرمر جایگاهی می شود که شاهنشاهان ایران در آن به سلام نشسته و طبقات مختلف مردم را بار عام داده به حضور می پذیرفتند .

میرزا صادق و قایع نگار در تاریخ "رطب اللسان " در صفت سریر سلیمانی و اورنگ خاقانی که حسب الامر پادشاه جم جاه از قطعات سنگ مرمر با صفا انجام یافته است ؛ چنین می نویسد .... حضرت رب العزت را حکمت بالغه مقتضی آمد که در جنس حجار از سه نوع حجر سه حجاره میمنت اثر را از سایر انواع بدولت ابدی و عزت سرمدی ممتاز فرماید ....... نخستین آنها حجاره حضرت موسی .... دیگر حجر السود کعبه معظمه است ...

وثالث آنها سنگ گردون هنگ است که سریرخسرو گیتی پناه از آن پرداخته آمد . باقتضای حکم تقدیرخاطر خطیر سلطنت به این مطلب تعلق پذیر گردید که سریری مبنی بر چهار ذرع طولی و سه ذرع عرض از قطعات سنگ مرمر با صفا مرتب آید حالی حجاران فرهاد صنعت آزرحرفت اقلیدس اندیشه فرها پیشه از قرار طراحی کلک نیرنگ ساز وحید الزمانی بهزاد الدورانی میرزا بابای شیرازی نقاش باشی سرکار پادشاهی اورنگی چون نگارخانه از تنگ مصورتصاویر دلکش و منبت به تماثیل پریوش مشتمل بر 26 پایه آراستند که تا خسرو سیارگان بر سر سیمین مرصع قدم نهاده دیده به مشاهده چنین سریری نگشاده است . پایه های آن سریر خلافت مصیر را به ترکیب لعبتان پری پیکر و مهوشان سیمین برمنبت نموده اند که بعضی پا بر سر شیران نهاده و پاره ای قدم بر فرق دیوان قوی پیکر...

آن تخت فلک رفعت بصورت دو مناره بدیع تعبیه نموده که هنگام جلوس میمنت مانوس آن دو منبع عطر از گلاب ناب پر آید و بعد از آن به عطر افشانی در بساط .

خسروانی خالی ... حضرت صبا را در تاریخ اتمام این تخت فلک رفعت قصیده به سلک نظم منسلک گردیده به خط دلارای ملک الکتاب سلطانی آقا مهدی طهرانی در کتیبه سریر خلافت منبت است . (ذکاء ، 1349 ص 50)

چرا تخت مرمر تخت سلیمانی نامیده شده است ؟ بنا بر افسانه ای که در میان ایرانیان معروف است ؛ سلیمان نبی ( ع ) پادشاه یهود دارای اقتدار فوق العاده ای بوده و در بار با شکوهی داشته است و به همین علت هم در ایران هر بنا و ساختمان عظیمی که بوده به او نسبت داده شده است مانند مسجد سلیمان و تخت سلیمان ، زندان سلیمان و ...

از جمله اشیاء عجیب و غریب در بار او تختی بوده که به هنگام ضرورت دیوان و پریان آن را بر دوش خود گرفته در آسمانها بر روی ابرها به گردش در می آوردند و در هر جا که سلیمان اراده می کرد فرود می آوردند، از این رو به مناسبت افسانه مذکور و تشبیه فتحعلیشاه در اقتدار و ثروت و شوکت به سلیمان این تخت را تخت سلیمانی نیز نامیدند و مطابق افسانه واعتقادی که داشتند آن را بر دوش دیوان و پریان استوار ساختند . ( ذکاء، 1349، 51)

در قرآن کریم چنین اشاره گردیده است که تخت حضرت سلیمان در اصل متعلق به بلقیس بوده است :

"و آنگاه سلیمان رو به حصار بارگاه کردو گفت کدام یک تخت بلقیس را پیش از آنکه تسلیم فرمان شود خواهد آورد ؟

عفریت جن گفت من چنان بر آوردن تخت او قادر و امینم که پیش از آنکه تو از جایگاه خود برخیزی آن را به حضور آورم ."( سوره نحل آیات 39-38)

خود تخت مرمر یا تخت سلیمانی که به شکل سکوی دیواره دار بلندی در وسط ایوان قرار گرفته به طورکلی از 65 قطعه مرمر بزرگ و کوچک به شرح زیر ترکیب یا فته است .

پله ها : هفت قطعه ( 7)

طارمی ها و تکیه گاهها بیست و یک قطعه ( 21)

پایه ها و ستونها و مجسمه های حامل تخت بیست قطعه ( 20)

مجسمه های کوچک دور تخت دوازده (12) قطعه .

و ارتفاع تخت از کف ایوان در حدود یک متر است . ( ذکاء، 1349 ، 88-89)

آرایه های تزئینی به کار رفته برای تزئین تخت عبارتند : نقوش شیر و گاو ، گل ، اسلیمی گل و برگ در زیر طارمی ها.

نماد شناسی تخت مرمر : نماد شناسی تخت مرمر شامل 4 بخش می شود الف ) خود تخت شاهی ب) مجسمه های انسانی که با توجه به طراحی تخت مرمر که بر اساس تخت سلیمان طراحی گردیده است مجسمه های انسانی رامی توان نماد فرشته یا پری دانست .

ج) موجودات افسانه ای دیوان  و اژدها

د) حیوانات واقعی : 1- شیر 2- خرگوش

الف ) تخت (throne) : جایگاه اقتدار معرفت و قانون چه روحانی و چه خاکی تخت در نقش مرکز جهان بین آسمان وزمین روی شاه نشین واقع شده است . کسانی که به طرزی معجزه آسا متولد شده اند روی تختهایی از نمادهای خاص تصویرشده و به صورت نماد درآمده اند . مانند تخت اژدها ، نیلوفرآبی یا تخت شیر .

آغوش مادر کبیر در نقش شاهبانوی آسمان نمادتخت است . به طور ضمنی تخت مظهر ارتباط بین خدا و انسان یا ارباب و رعیت است . ( کوپر ، 1379، 86) بنابر عقیده نگارنده شاهان خود را ضل السلطان ( سایه خدا) و دارای اقتدار و قدرت می دانستند ؛ تخت شاهی که در مرکز تالار ( شاه نشین ) واقع شده است می توانند یادآور این حقیقت باشد که شاه در مرکز و راس قدرت قرار داشته و تحت مظهر ارتباط و اتصال بین شاه و خدا است.

چون تخت شاهی در ارتباط به شاه است ونشانگر شاه وقدرت اودر اینجا اشاره ای به نماد شاه خواهیم داشت :

شاه ( king) : اصل مرکز به اقتدار ، نیروی مادی ، دسترسی به تعالی در جهان ناسوتی ، حاکم اعلی ، با ایزد آفریننده و خورشید برابر است . نشانه های شاه عبارتند از : خورشید ، تاج ، مار، گوی شمشیر، شیرها و اورنگ

 (همان ، 220)

ب) فرشته ( angeL ) : پیکهای خداوند ؛ واسطه های بین خدا وانسان ، آسمان و این دنیا نیروهای عالم غیب ، اشراق . گروههای نه گانه فرشتگان عبارتند از : سرافینها کروبیان ، فرشتگان موکل بر اورنگها ، قلمروهای حکومتی ، فرشتگان موکل بر فضایل ، قدرتها، فرشتگان اعظم ، فرشتگان مقرب – ملائکه .( همان ، 271)

همچنین فرشته نمایانگر روحانی عالی رتبه و ارواح واسطه است. ( همان منبع )

در دست یکی از فرشتگان میوه انار به چشم می خورد که نماد بی مرگی، کثرت در وحدتف .باروری دراز مدت ؛ حاصلخیزی ؛ وفور است . در اسلام انار یکی از درختان بهشت است.( همان ، 40)

بنابر نظر نگارنده فرشتگان از طرفی حافظ تخت شاهی و قلمرو و حکومتی پادشاه بوده و از سوی دیگر نشانگر بعد معنوی و روحانی شاه است .

ج) موجودات افسانه ای :

1- دیو ( پهلوی اوستا deeva/dev)

( ا-ص  ) نوعی از شیاطین ( برهان )، شیطان و ابلیس ( ناظم الاطباء ) شیطان

( ترجمان قرآن) ، آهرمن ( فرهنگ اسدی و طوسی )

دیو در قدیم به گروهی از پروردگاران آریایی اطلاق می شد ولی پس از ظهور زرتشت و معرفی اهورا مزدا پروردگاران عهد قدیم یا دیوان گمراه کنندگان و شیاطین خوانده شدند ولی دیو نزد همه اقوام هند و اروپایی به استثناء ایرانیان معنی اصلی خود را محفوظ داشته است . deva نزد هندوان هنوز به معنی خداست zevs  نام پرودگار بزرگ یونان و deus پرودگار لاتینی و dieu پروردگار لاتینی و dieu در فرانسوی از همین ریشه است . ( دهخدا ، 1351 ، 587)

کوپر نیز دیورا جزء نیروهای شرو تاریکی آورده است (کوپر، 1379 ،225) بنابراین وجود دیو در پیرامون تخت نشانگر شیطان و نیروهای شر است که در مقابل فرشتگان قرار می گرفتند .

تبری ( Axe) بردوش دیوان به چشم می خورد که مشخصه ........ برای ایزدان آسمان – نیرو ، تندر، حاصلخیزی ناشی از باران ایزدان آسمان ، چیرگی بر اشتباه قربانی حامی و پشتیبان یا کمک رسان است .(همان، 84)

اژدها ( Dragon) : نمادی پیچیده و عالم گیر . آژدها ، ماربالدار ترکیبی از مار و پرنده به معنی ماده و روح کلاً نیکو کار محسوب می شد . چرا که تجلی آبهای زندگی بخش ( مار ) نفس زندگی ( پرنده) است . ضمناً نماد ایزدان آسمان و نمایندگان زمینی آنها یعنی امپراتوران و شاهان نیز هست . بعدها به موجودی دو خصله مبدل گشت از سویی بارانهای بارور کننده و به تبع آن تندر و از سویی دیگر نیروهای ویرانگر آذرخش وسیل است . اساساً در شرق اژدها موجودی سعد و نشانه ملکوتی است در حالیکه در غرب به موجودی مرتبط با ایزدان جهان زیرین ویرانگر شرور  مبدل گشته است . اژدها می تواند شمسی یا قمری نر یا ماده ، خیر یا شر باشد . در ادیان توحیدی اژدها به مفهوم شر است به استثناء مواردی که مظهر قلعه ( Logas ) است . روح زندگی بخش یا قادر مطلق نمادهای اژدها و مار معمولاً قابل تبدیلند چرا که هر دو مظهر غیر متعین ، تفکیک نشده ، آشفتگی آغازین ، نیروی نهفته ، طبیعت رام نشدنی و نیز عنصر زندگی بخش آبها هستند.

نبرد با اژدها یعنی غلبه بر مشکلات برای دست یابی به گنج معرفت باطنی کشتن اژدها یعنی کشمکش میان نور وتاریکی ، نابودی نیروهای ویرانگر شر . غلبه انسان بر نفس اماره و سلطه بر نفس معمولاً اژدها هماورد ایزدان مرگ است .

ایرانی : نشانه هوم (haoma) ( ضمناً کند روی اژدها به دستگرشاسب ثابت گشته شد و در نتیجه دست اهریمن از فرمانروایی بر آفرینش اهورا مزدا کوتاه شد .( همان، 17) در فرهنگ دهخدا در تعریف اژدها نیز چنین آمده است:

اژدها : مار بزرگ جثه ، ماری عظیم بزرگ و دهان فراخ بازگشاده وعرب ثعبان گویند .مولف برهان و غیاث اللغات گویند : این (کلمه ) جمع اژدر نیست بلکه اژدرها لفظ مفرد است . اژدها ( لغت فرس ) جهانگیری .

اژدها : مار، ماری بس بزرگ ( دهخدا ، 1351، 201-200 )

برای نبرد اژدها و دیو فرضیه می توان در نظر گرفت :

الف ) اگر اژدها را موجودی سعد ونشانه ملکوتی در نظر بگیریم نبرد اژدها و دیو می تواند نماد نبرد بین خیر و شر باشد .

ب) اگر فرض بر این گذاشته شود که؛ اژدها در اسلام که دین توحیدی است موجودی شر به شمار آید ، نبرد اژدها و دیو نماد نبرد و نیروی شر خواهد و نتیجه برخورد دو نیروی منفی و شر نیز مثبت خواهد بود.

ج) اما اگر اژدها به معنی مار و نشانه شاهی در نظر گرفته است نبرد اژدها با دیو نماد نبرد شاه با نیروهای شر و پلید و منفی به شمار آمده که شاه سرانجام بر نیروی شر و دشمنانش غلبه خواهد کرد.

د) حیوانات واقعی :

1- شیر ( Lion) : هم شمسی است و هم قمری ، هم خوب و هم بد ، در نقش شمسی معرف گرمای خورشید ، شکوه و نیروی نیمروزی خورشید ، اصل آتشین عظمت ، قدرت ، دلیری ، شهامت اخلاقی ، عدالت ، قانون ، به قدرت نظامی ، شاه درندگان است .

ضمناً مظهربی رحمی ، سفاکی ، و زوال نیمه انسانی زندگی است .

شیر نماد جنگ و نشانه ایزدان جنگ محسوب می شود.

در اسلام : حفاظت در برابر شر.

ایران : سلطنت ؛ نیروی شمسی ؛ نور   ( کوپر، 1379، 235-234 )

شیر در تخت مرمر می تواند هم نهاد قدرت ، عظمت ، دلیری ،شهامت اخلاقی ، عدالت قانون و قدرت نظامی شاه و هم نماد سلطنت وی باشد .

خرگوش : خرگوش صحرایی: حیوان قمری نشانه همه ایزدان ماه ، چون آشکارا با ماه مرتبط است مظهر تولد دوباره ، جوانی دوباره ، رستاخیز ، بصیرت و " نوردر تاریکی " است .

اغلب تداعی کننده آتش قربانی و " زندگی میان مرگ" است .( همان، 127) در بین نمادهای تخت مرمر خرگوش نمادی پیچیده محسوب می شود .

برای نقش خرگوش را می توان فرضیه های متعدد در نظر گرفت :1- تداوم و جاودانگی سلطنت وقدرت شاهی   2 -رستاخیز و آفرینش و حیات نو 3- بصیرت و دانایی و آگاهی شاه 4- سرانجام شاید این حیوان نمادی از نور و روشنایی باشد .

نتیجه :

ساخت تخت مرمر درشاه نشین ایوان با توجه به بررسی های انجام شده در ارتباط و پیوند با شاه و سلطنت است

تخت شاهی نماد قدرت شاه است و تاکید براین حقیقت که او در راس قدرت قرار دارد .

فرشتگان در این تخت نماد حافظ تخت شاهی و قلمرو حکومتی شاه بوده ، همچنین یادآور بعد معنوی و روحانی وی هستند .

دیوان نیز نماد شیطان و نیروهای شر و در تضاد با فرشتگان هستند .

اژدها به معنی مار بزرگ نشانه شاهی به شماررفته و نبرد اژدها با دیو نماد نبرد شاه با نیروهای شر و          پلیدی هاست .

شیر نماد قدرت ، اقتدار و سلطنت شاه ، و هم نیروی محافظ وی در برابر نیروهای شر است .

سرانجام خرگوش نماد تداوم و جاودانگی سلطنت و بصیرت و دانایی شاه به شمار می رود.

هنگام مراسم سلام شاه با جلوس بر روی تخت شاهی جاویدانگی ، روحانیت و قدرت شاهی را بر مدعوین در مراسم یادآوری شد .

برپایه تحقیقات نگارنده تخت سلیمان تختی است که حضرت سلیمان (ع ) بر آن نشسته در هوا می رفتند در اساطیر آورده اند که تخت سلیمان برباد حرکت می کرد (دهخدا، 1351 ، 454 ).

درقرآن نیز اشاره ای به این مطلب که تخت سلیمان نبی ( ع) بر دوش دیوان و فرشتگان حمل شده است نگردیده است ؛ و بنابر روایت قرآن عفریت جن و دانای عالم به علم الهی می گویند قادر به آوردن تخت بلقیس به پیشگاه سلیمان نبی ( ع) هستند.

 

 

پی نوشتها :

1-شاه نشین : بخشی از تالار که بلندتر از سایر قسمتها است .

2- ذرع : یک ذرع معادل یک متر و چهار سانتیمتر است .

3- حضرت سلیمان(ع) : نام پیغمبری معروف است که پسر داوود نبی ( ع) می باشد.

 

فهرست منابع

1-       کوپر ، جی سی ( 1379). فرهنگ مصور نمادهای سنتی ، مترجم ملیحه که با بیان نشر فرشاد ، تهران .

2-       کیانی ، محمد یوسف (1374). تاریخ هنرمعماری ایران در دوره اسلامی ، تهران

3-       ذکاء ، یحیی (1349). تاریخچه ساختمانهای ارک سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان ، انتشارات انجمن آثار ملی ، تهران

4-       سمسار، محمد (1387 ). تهران در سده 13، انتشارات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران معاونت هنری تهران، تهران

5-       دهخدا ،علی اکبر (1351. )لغت نامه ، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران

 

تحقیق: ندا آمیغی

تابستان 1390

بازگشت