علي اكبر خان مزين الدوله

مرحوم مزين الدوله نطنزي كاشاني، جزو اولين دانش آموزاني بود كه در دوره ناصرالدين شاه و به سال 1275 ه.ق براي فراگرفتن فن نقاشي به پاريس اعزام گشته بود. پس از مراجعت از اروپا، بيش از پنجاه سال تمام، معلم فرانسه دارالفنون و مدرسه علميه و معلم موسيقي با نوت و نقاشي از روي اصول علمي آن، در مدارس بوده و چندين كتابي نيز در مورد نقاشي و چاپ سنگي انتشار داده است. او معلم بزرگترين نقاش نامي ايران كمال الملك بود و اولين كسي است كه تئاتر را در ايران داير نموده و به سال 1288 هوق  از ناصرالدين شاه لقب نقاشباشي گرفته است.

اين هنرمند تا اواخر سلطنت احمد شاه، استاد نقاشي سلاطين قاجار و شاهزاده ها بود و در شال 1914 ميلادي از طرف امپراطوري روس، نشان استانيسلاس كه از مدالهاي پر اعتبار آن ديار بشمار مي رفته بوي اعطا گرديده و ترجمه و متن فارسي فرمان كه به خط زيباي عمادالكتاب محمد حسين سيفي قزويني كتابت شده چنين است.

" بخواست خداوند _ ما نيكلاي دويم امپراطور مقتدر كل روسيه و پادشاه لهستان و شاهزاده كبير فنلاند غيره و غيره و... 

آقاي ناظم كلاس اعليحضرت پادشاه ايران مزين الدوله محض بروز مرحمت مخصوص خودمان نسبت به شما به موجب حكم 24 ژون 1914 يك قطعه نشان مقدس استانيسلاس به انضمام حمايل مخصوص آن از درجه اول موافق اين فرمان، حكن كرديم كه از اداره نشان نزد شما فرستاده زيب پيكر خود تمائيد. در سن پطرز بورغ مرحمت شد 16 ژون 1914 رئيس كل نشانهاي امپراطوري كل ممالك روسيه (قراف فردريك) مدير فرامين نشانها و رئيس خلوت دربار اعظم "

مرحوم معيرالممالك كه ار دوستان و ياران جليس هنرمند بود در مورد مزين الدوله چنين مينويسد:

در دوران ناپلئون سوم مدرسه هنرهاي زيباي پاريس را ديده بود. برايم حكايت مي كرد كه در يكي از تالارهاي بزرگ قصر "ورساي" در ضيافتي با شكوه شركت داشتم كه خبر جنگ پروس و فرانسه شايع شد و درميان غوغاي جشن غو غائي ديگر برخاسته بساط سرور وشادي را ديگرگون ساخت مزين الوله علاوه بر نقشي موسقي نيز آموخته بود و در مدرسه دارالفنون موزيك نظامي درس مي داد. با آنكه شبيه سازي را خوب از عهده بر ميآمد، چندان توجهي به آن نداشت و دورنما و گل سازي را ترجيح مي داد. چند پرده نخبه از او در عمارت پارك اتابك بود كه اغلب به تماشاي آنها ايستاده لذت ميبرم.

يكي از روزها كه مطفرالدين شاه از ناهار به باغ صدراعظم آمده بود بعد از ناهار كه هر كس بكاري نشست مزين الدوله را ديدم كه در گوشه اي جا گرفته مداد و كاغذ در دست دارد و چون نزديك رفتم مشاهده كردم كه از مهمانها در حالات مختلفه طرح بر ميدارد. بسار تند و با سليقه كار ميكرد و قلمهاي محكم و استوار بكار ميبرد. به من گفت كه ميخواهد از طرحهاي مزبور بيادگار آن روز پرده اي تركيب كند. پرده را پس از چندي بطور ناتمام نزد پدر او ديدم ولي از تمام شده اش هرگز نشان نيافتم.

از آثار استاد اين هنرمند، تصوير نيم تنه شعاع السلطنه را ديدم كه اندازه اي در حدود شصت سانتي متر داشت و به ساه قلم و نقطه پرداز پرمايه اي شبيه شازي گسته بود. شعاع السلطنه لباس رسمي پوشيده بود و مدال ها و نشانهاي گوناگون به سينه آويخته بود. و به خط فارسي و لاتين رقم داشت.

(خانه زاد علي اكبر)                 مجموعه آقاي دكتر گلزاري

بازگشت