کاخ گلستان را می توان خاستگاه و مامن هنرمندانی دانست که با خلق آثاری بی نظیر در شکوفایی هنر قاجار نقش بسزایی داشته اند . هنرمندانی که به شاهان عاشق طلا و جواهرات قاجاری نشان دادند که هنر را می توان حتی با اشیا یی بی ارزش اما با دیدی دیگر به اوج رساند . چه بسا آثاری که به دلیل تجملات بسیار بعدها مورد تاراج قرار گرفته و اثری از آن ها باقی نمانده است اما همان آثار به ظاهر ساده هم اینک زینت بخش موزه های دنیاست .

یکی از این هنرمندان محمود خان ملک الشعرا می باشد . محمود خان ملك الشعرا معروف به «شريف» ( اين شهرت تا كنون براي محمود خان در جايي نوشته نشده است و گاهي كساني او را به اشتباه «محمود خان صبا» نام برده اند، ولي ملك الشعرا در زير تابلو آبرنگ «استنساخ» به خط خود نوشته است «شبيه محمد قاسم خان در حالتي كه پيش چراغ تصحيح كتاب ميكند و شبيه محمد حسين خان در حالتي كه چپق مي‌كشد، العبد محمود الشريف، 1279» . ) فرزند محمد حسين خان عندليب نوة فتحعلي خان صباي كاشاني، ملك الشعراي دربار فتحعلي شاه بود .

محمود خان كه به سال 1228 ه ق كه در تهران تولد يافته بود از همان اوان جواني به تحصيل علم و كمال پرداخت و با آنكه در دربار فتحعلي شاه داراي عزت و احترام بود از اكتساب فضل و هنر باز نماند .

محمود خان در ادب و فقه و تفسير و عروض و قافيه و شعر و انشاء و تاريخ و محاضرات و رياضيات و حكمت كاملترين دانشمند عصر خود بود و با آنكه چندان ميلي به شاعري نداشت و گاهي تفناً قصيده و غزالي مي‌سرود با اين همه داراي قريحه‌يي بلند و عالي بود . مخصوصاً در قصيده سرايي، طرز استادان خراساني قبل از مغول را تتبع كرده، اشعارش شيوه و لطف خاصي يافت و مي توان گفت در ميان گويندگان معاصر خود كه اغلب شاگردان مكتب ادبي بازگشت ادبي بودند، او نزديكترين سخنور به سبك عنصري و فرخي و منوچهري و معزيست.

محمود خان گذشته از دانشمندي و شاعري، بي‌گفتگو يكي از سيماهاي نجيب و شريف و نمونه ذوق و استعداد ايراني و مظهر كامل صنايع ظريفه و هنرهاي زيباي عصر خود بود .

خط نسخ و تعليق و شكسته را به مانند استادان فن بسيار خوش مي‌نوشت از كاغذ و مقوا و رنگ و چوب ماكتهاي ساختمانها را در كمال دقت و ظرافت مي ساخت كه اينك نمونه‌هايي از آنها در موزه كاخ گلستان محفوظ است. در منبت كاري بر روي چوب و عاج استاد و چند نمونه از كارهايش در كاخ گلستان موجود است.

وي از قطعات بريده تمبرهاي ايراني و خارجي در داخل قابي مدور منظره‌يي از جيزه و اهرام ثلاثه پديد آورده كه اكنون در كاخ گلستان محفوظ است و جز با دقت فراوان نمی توان دانست كه از خرده‌هاي تمبر ساخته شده است.

یکی از کارهایش که به یقین می توان گفت که تاکنون تصویری از آن منتشر نگردیده یک بطری کریستال است که که محمود خان داخل آن را نقاشی نموده است در داخل این بطري بلور از دهانه تنگ آن در يك سوي شيشه منظره دختر گاو چراني را در جنگل نقاشي كرده و در سوي ديگر مطلبي به خط نستعليق خوش نوشته كه فوق العاده جالب است و اينك در موزه سلطنتي محفوظ مي‌باشد. ( جهت امتحان بتحریر اینچند کلمه پرداخت سنه 1302 )

با یک قلم مو ومقداری رنگ و یک بطری معمولی اثری پدید آورد که در آن زمان هیچ هنرمندی در ایران چنین کاری نکرده بود .

ملك الشعرا از سوزن دوزي سر رشته كامل داشته ، در مجسمه سازي نيز مبرز بوده است، اما مشخص‌ترين و برجسته‌ترين آثار هنريش نقاشيهاي اوست.

ملك الشعرا در نقاشي قديم و جديد بخصوص در دور نما سازي استادي ماهر بود و با توجه به شيوه‌هاي نقاشي غربي و شرقي به يقين ميتوان گفت كه اين استاد فصل نوي در تاريخ نقاشي معاصر ايران باز نموده است.

شايد كساني باور نكنند كه در همان سالهايي كه مقدمات ايجاد مكاتب مدرن نقاشي در اروپا فراهم ميگرديد، محمود خان بي خبر از جريانات هنري آن ديار، اثري بوجود آورد كه امروزه ميتوان آنرا از مدرن‌ترين پرده‌هاي نقاشي محسوب داشت.

تابلو رنگ روغني معروف او بنام «استنساخ» كه اينك در كاخ گلستان محفوظ است و طرح اوليه آن به صورت آبرنگ بوده است در نمايشگاهي از آثار هنري ايران كه به سال 1931 ميلادي در لندن برپا شده بود، موجب حيرت نقاشان مدرن و هنرشناسان گرديد، كه چگونه يك هنرمند ايراني آنچه را كه نقاشان مدرن پس از سالها مكاشفت و ممارست دريافته و بكار آورده بودند، او سالها پيش دريافته و بر روي بوم آورده است.

در نمايشگاهي كه به سال 1335 خورشيدي در شهر پاريس در موزة گيمه از آثار هنري ايران تشكيل شده بود، وقتي رئيس مدرسه «هنرهاي وابسته به صنعت» شهر پاريس در مقابل تابلو «استنساخ» قرار گرفت بي اختيار گفت: «اين كار مدرنترين و جديدترين اثريست كه من تاكنون ديده‌ام» و اظهار داشت اين نقاش حتماً از كارهاي « دالي» الهام گرفته است ولي وقتي امضاء تاريخ دار تابلو براي آقاي رئيس مدرسه ترجمه گرديده و به ايشان توضيح داده شد كه محمود خان سالها قبل از آنكه دالي به شهرت برسد چشم از جهان فرو بسته است در شگفتي و تعجب فوق العاده‌يي فرو رفت.

محمود خان در نقاشي بدو طريق رنگ و روغن و آبرنگ كار كرده و شيوه نقاشيهاي آبرنگ او رئاليسمي آميخته با ريزه كاري و پرداز خاص ايراني است.

بين اغلب نقاشي هاي آبرنگ محمود خان، كه اصل آنها در موزة كاخ گلستان و كتابخانه سلطنتي محفوظ است و شيوة كار « رو سو» نقاش فرانسوي وجه مشابهتي موجود است و تابلو گلاب دره شميران او كه در دست خانواده صباست از لحاظ لطافت ـ رنگ آميزي و تنظيم منظره، شيوه باربيزون و تابلو « استنساخ » شيوه كار اكسپرسيونست‌ها را بخاطر مي‌آورد.

طرز پرداز زني با نقطه‌هاي ريز در يكي از تابلوهاي آبرنگ محمود خان تحول پيدا مي‌كند و نقطه‌ها بزرگتر شده، تبديل به سطوح كوچك رنگي به شيوه« سورا» و «سينياك »مي‌شود.

و گاهي پرده‌هاي او از نظر آزادي در رنگ گذاري يا استفاده از قلم مو شباهت زيادي به كارهاي «پيسارو» و «وانگوگ» پيدا مي‌كند، در حالي كه در آن زمان هنوز كارهاي وانگوگ شهرت لازم را بدست نياورده بود و محمود خان مطلقا از شيوه كار وي خبري نداشت.

محمود خان در تنظيم و نقاشي مناظر و ابنيه، نظير شمس العماره گاهي چنان دقتي در اعمال قواعد مناظر و مرايا بكار مي برد كه مانند يك معمار يا رياضيدان هنرمند، همه حجم‌ها را درست و منظم حساب مي كند و گاه در نقاشي مناظر طبيعي، به قدري احساسات شاعرانه در كارش نشان مي‌دهد كه خود را هنرمندي سرمست از زيباييها و شعر طبيعت معرفي مي‌نمايد.

موضوع بسياري از تابلو هاي محمود خان باغ‌ها و ساختمانهاي سلطنتي و خيابانها و مناظر تهران عهد ناصري است كه از اين لحاظ علاوه مزيت و جنبه هنري سنديت تاريخي نيز دارد، وضع گوشه و كنار شهر تهران يكصد سال پيش نشان مي‌دهند.

شيوه نقاشي محمود خان شايسته مطالعه و دقت بسيار است و بنظر نويسندة اين گفتار، وي پس از ابوالحسن ثاني (صنيع الملك) يكي از نقاشان بزرگ ايران و صاحب سبك و مكتب و اصالت است. و اگر سبك نقاشي ابوالحسن غفاري و محمود خان در ايران ادامه و تكامل مي يافت و بوسيلة شيوه‌يي كه كمال الملك معمول كرد. معدوم و مقهور نمي‌گرديد، شايد اكنون نقاشان ايراني مكتب مشخص و اصيل و شناخته‌يي داشتند و هنر نقاشي ايران را بر پايه هنر ملي گامي چند فرا پيش رانده بودند.

محمود خان در سال 1311 هجري قمري در تهران درگذشت .

                                                                                      

برگرفته از مجله هنر و مردم (شماره 6-5 ، اسفند 1341 و فروردين 1342) ، محمود خان ملك الشعرا، كاري از استاد مرحوم يحيي ذكاء

 

بازگشت