

اولا این چهار قطعه کاملا بایکدیگر مرتبط بودند یعنی
نوشته های بر روی آن ها با یکدیگر مرتبط و به دنبال هم قرار داشتند .
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، وَ إِذْ
جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ
مَقَامِ إبْرَاهِيمَ مُصَلّيً وَ عَهْدِنَا إلَي إبْرَاهِيمَ وَ
إسْمَاعِيلَ أنْ طَهِرَا بَيْتِي لِلطَّائفِينَ وَالْعَاكِفِينَ
وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، وَ إِذْ قَالَ
إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَي قَالَ أَوَلَمْ
تُؤْمِنْ قَالَ بَلَي وَ لَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ
أَرْبَعَةً مِنْ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَي
كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ، صدق اللّه ربّنا و خالقنا
العزيز الرحيم

بِسْمِ اللّهِ الرَّخْمَنِ الرَّحِيمِ ، إِنَّ أَوَّلَ
بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُديً
لِلْعَالَمِينَ ــ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ
وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَ لِلّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ
الْبَيْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ
اللّهَ غَنِيٌّ عّن
ِالْعَالَمِينَ

ثانیا
در پرده اول نام الله و حضرت محمد (ص)
,
در پرده دوم نام ابوبکر و عمر
,
در پرده سوم عثمان و حضرت علی (ع) و در پرده چهارم نام حضرت امام حسن
(ع) و امام حسین (ع) به چشم می خورد
.
ثالثا در پرده سوم و چهارم مشخص گردید که دستور ساخت این پرده ها
توسط سلطان عبدالحمید دوم پادشاه عثمانی صادر شده است .
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، قُلْ كُلٌ يَعْمَلُ عَلَي
شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَي سَبِيلاً
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، هُوَ الَّذِي أرْسَلَ
رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ
كُلِّهِ وَ كَفَي بِاللّهِ شَهِيداً
السلطان عبدالحمید خان ابن السلطان الغازی عبدالمجیدخان ابن السلطان
محمود خان ابن السلطان عبدالحمید خان ابن السلطان احمدخان
خلد اللّه خلافته و أيّد بالعدل سلطنته إلي انتهاء الزمان و نهايه
الدوران سنه
1305
.
بنا براین مشخص گردید که نام احمد خان همان احمد سوم
یکی از سلاطین عثمانی است که عبدالحمید
از آن به عنوان اجداد خود نام برده است .

اما هنوز در مورد اینکه آیا این پارچه واقعا قسمتی از
پرده کعبه می باشد و همچنین ازچرایی اسامی موجود بر روی پرده اطلاعی در
دست نبود . اگر چنین کاری مرسوم بوده پس چرا فقط این اسامی ( آن هم در
يك كشور سني مذهب ) به کار رفته
است ؟!!!
آيا این پارچه ها واقعا پرده کعبه هستند ؟ براي رسيدن
به جواب مي بايست چندين احتمال را در نظر مي گرفتم . ابتدا
فرض كردم چون اين پارچه ها از طرف عبدالحميد دوم پادشاه عثماني به دولت
ايران اهدا شده ممكن است از يكي از مساجد و يا بناهاي آن كشور و يا
كشورهاي تحت امر آنان باشد . اما با بررسي دقيق نه تنها به مورد خاصي
بر نخوردم بلكه به اين نتيجه رسيدم كه امکان ندارد فقط به صرف هديه
دادن
,
خدشه اي در معماري يكي از ابنيه
خويش به وجود آورد مگر آنکه این پرده ها هر ساله عوض می شده اند .
در فرض دوم با خود انديشيدم به خاطر اسامي حضرت علي (ع)
و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) شايد اين پرده ها متعلق به كشور عراق و
شهرهاي نجف و كربلا ( كه آن زمان تحت امر دولت عثماني بود ) باشد . اما
باز هم وجود اسامي سه تن از خلفاي راشدين اين فرض را هم منتفي نمود .
پس از اين نتيجه گيري ها به بررسي منابع مكتوب تاريخي
چه در كشور تركيه و عربستان پرداختم . البته دسترسي به چنين منابعي
بسيار سخت و غير ممكن مي نمايد وليكن وجود اينترنت در اغلب اوقات مشكل
گشاست .
اما به دنبال چه چيزي مي بايست مي گشتم ؟ ابتدا تاريخچه
پرده كعبه را مورد بررسي قرار دادم ولي به نتيجه قابل توجهي نرسيدم .
با خود انديشيم كه شايد روي خود پرده ها بتوان نشانه اي يافت تا از محل
قرار گرفتن آن ها اطلاع يافت . در آيات و جملات موجود بر روي پرده ها
آن چه كه نظرم را جلب كرد كلمه مقام ابراهيم بود .
در كتابخانه الكترونيكي تبيان در فضاي اينترنت به كتاب
هايي بس ارزشمند دسترسي پيدا كردم كه به اكثر سوالاتم جواب داده شد.
کتاب
مکه ومدینه تصویری از توسعه و نوسازی
گزارش جامع از نوسازى ها و توسعه هاى حرم هاى مكه و
مدينه در طول تاريخ و به ويژه در دهه هاى اخير است . اين كتاب برگردانى
از دو اثر عربى به نام هاى «الكعبة المعظمة و الحرمان الشريفان عمارة و
تاريخاً» و «قصة التوسعة الكبرى» است كه به ترتيب، به قلم «عبيدالله
محمد امين كردى» و «حامد عباس» تأليف شده است همچنین از کتاب «التاريخ
القويم» اثر « محمدطاهر كردي مكي » كه توضيحات كامل و جامعي در مورد
مسجدالحرام ارائه كرده نیز استفاده گردید .
نوشته هایي
که می خوانید برگرفته از كتب بالا مي باشد :
مقام ابراهيم(عليه السلام)
از لواحق كعبه و مسجد الحرام است; سنگى است كه
ابراهيم(عليه السلام) به هنگام بنا كردن كعبه و نيز به هنگام بانگ حج و
فرا خوان مردم بدين مهم ، بر روى آن ايستاد و در هنگام نماز آن را در
سمت قبله خود قرار مى داد . بر روى اين سنگ رد پاهاى حضرت ابراهيم(عليه
السلام) حفر شده و اين خود آيتى از آيات الهى است
. هر كس در پشت مقام ابراهيم نماز بخواند گناهانش
آمرزيده شود; چه ، قرآن به نماز خواندن در پس اين مقام فرمان داده است.

تاريخچه مقام ابراهيم
* خداوند درباره مقام ابراهيم در قرآن كريم چنين فرموده
است: «و آن گاه كه آن خانه را پناهگاه و مأمن آدميان قرار داديم و شما
از مقام ابراهيم براى خويشتن نمازگاه بگيرد.» (بقره: 125 )
يعنى آن كه در جوار مقام ابراهيم نماز بگزاريد
* برخى گفته اند: مسجد الحرام همه جايش مقام ابراهيم
است. برخى گفته اند: همه حرم مقام ابراهيم است. كسانى گفته اند: همه
مكان هاى حج از قبيل منا، عرفات و مزدلفه مقام ابراهيم است. و سرانجام
كسانى ديگر نيز گفته اند: مقام ابراهيم همان سنگى است كه ابراهيم به
هنگام بناى كعبه بر روى آن مى ايستاد و هر اندازه ديوارهاى كعبه بالاتر
مى رفت آن را نيز بالاتر مى برد.
در اين ميان، نظر اخير درست تر از بقيه مى نمايد و همين
نيز از نام مقام ابراهيم به ذهن انسان تبادر مى كند
پس مقام ابراهيم همان سنگ است كه خداوند خواسته جاى پاى
او بر آن بماند تا يادمانى از ايمان كامل و دلدادگى تام او به خداوند
باشد.
* بنا بر روايتى كه ترمذى، احمد، حاكم و ابن حِبّان نقل
كرده اند، مقام ابراهيم در اصل از سنگ هاى بهشت است; از رسول خدا(صلى
الله عليه وآله) روايت كرده اند كه فرمود: «ركن و مقام دو ياقوت از
ياقوت هاى بهشت
هستند كه خداوند درخشش آنها را خاموش كرده است و اگر
خداوند نور آنها را خاموش نمى كرد از مشرق تا مغرب را روشن مى ساختند.
»
* با آن كه اعراب در روزگار جاهليت نيز حجرالأسود و
مقام را در كنار كعبه احترام مى گزاردند، اما خداوند
چنين مقدر داشت كه اين سه از بت شدن مصون بمانند تا اين
مقدسات آيين محمدى از هر گونه شائبه شرك در تاريخ خود به دور باشند.
* جاى پاهايى كه بر سنگ مقام است حالت اوليه خود
را از دست داده; چرا كه جز در دوره هاى اخير، در فضاى آزاد و در زير
آفتاب و ديگر عوامل طبيعى بوده و افزون بر اين، فراوان آن را لمس كرده
اند و مجموع اين عوامل سبب از ميان رفتن نقش انگشتان شده است.
* آنچه از جاى پاهاى موجود بر سنگ به نظر مى رسد اين
است كه ابراهيم به هنگام بناى كعبه و قرار گرفتن بر روى اين سنگ پا
برهنه بوده است.

* در دوران جاهليت و در روزگار رسول خدا(صلى الله عليه
وآله) تا روز فتح مكه، مقام ابراهيم چسبيده به خانه خدا بود، اما
پيامبر (صلى الله عليه وآله) پس از نزول آيه وَاتَّخِذُوا مِنْ
مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً و براى آن كه نمازگزاران در پشت مقام
ابراهيم سد راه طواف كنندگان كعبه نشوند آن را از خانه خدا فاصله داد و
به جاى كنونى برد.
مقام در دوران ابوبكر و عمر نيز در همين جا بود و چون
در اين دوران سيل «امّ نهشل» آن را از جاى خود كند و دور كرد آن را به
مسجد الحرام برگرداندند و چسبيده به كعبه گذاشتند. اما عمر خود از
مدينه به مكه آمد و در ماه رمضان سال 17ه . ق در حضور جمعى از صحابه آن
را به همان موضع خويش در دوران پيامبر(صلى الله عليه وآله) برگرداند.
اكنون نيز مقام در همان جا قرار دارد.
* مقام ابراهيم در آغاز در فضاى روباز قرار داشت، در
جريان فتنه قرمطيان كه حجرالأسود را دزديدند، خواستند مقام را هم
بربايند، اما يكى از كليدداران كعبه آن را پنهان ساخت و بدين سان از
گزند ايمن نگه داشت. از آن پس بود كه مردم براى حفاظت از مقام ، در
انديشه برآمدند و بدين سان براى آن، دو قبه متحرك; يكى چوبى و ديگرى
آهنين فراهم گرديد. بعدها براى مقام صندوقی ويژه ساختند و آن را در اين
صندوق مى گذاشتند . در زمان هاى پسين و با پيشرفت اوضاع ، براى مقام
مقصوره اى ساختند و در انتهاى اين مقصوره سايه بانى بود تا مردم نماز
طواف را در آن انجام دهند.
گفته مى شود نخستين بار در سال 810 ه . ق مقصوره اى بر
مقام ساخته شد. بناى ساخته شده بر مقام، بعدها بارها مرمت و نوسازى شد
و سرانجام در دوران سعودى و به هدف فراخ تر كردن مطاف بر حاجيان، آن را
برداشتند و ضريح شيشه اى كوچكى جايگزينش كردند. تا سال 1385ه . ق مقام
ابراهيم در داخل بناى مقصوره قرار داشت و پرده اى كه مقام را در ميان
گرفته بود مانع دسترسى بدان مى شد .
* جامه مقام
ابراهيم(عليه السلام) و آغاز پيدايش آن و قرار گرفتنش بر مقام، به
دوران مماليك برمى گردد; زيرا مقام تا قرن ششم هجرى در جايگاه اصلى
خود، در كنار چاه زمزم به صورت دائمى قرار نداشت.
در هيچيك از نوشته
هاى تاريخ
نگاران درباره مقام ابراهيم(عليه السلام)
اشاره
اى به زمان دائمىِ قرار گرفتن آن در جايگاه اصلى خويش و
اينكه در چه زمانى براى نخستين بار جامه بر آن آويخته شد وجود ندارد .
نخستين اشاره اى كه به جامه مقام ابراهيم خليل(عليه السلام) شده، همان
مطلبى است كه قلقشندى (متوفاى سال 821 ه.ق) پس از توصيف جامه كعبه
درعصرخويش و برداشته شدن جامه قديمى آن و قرار داده شدن جامه نوين بر
آن ياد كرده است. او در اين باره مى گويد:
«... و مقام با جامهاى همانند جامه كعبه پوشانيده مى
شود...».
با اين اشاره دانسته مى شود كه در دوران قلقشندى، مقام
داراى جامه و پوشش بوده است. ليكن اين گفته، آغازِ جامه كردنِ مقام
ابراهيم خليل(عليه السلام) را براى ما روشن نمى سازد. بنابراين، از
آنچه كه گذشت، مى توان نتيجه گرفت و با اطمينان گفت كه جامه مقام در
دوران مماليك پديد آمده است.
اما عثمانيان، بايد گفت كه آنان اهميت ويژهاى به جامه
بيرونى كعبه مشرفه و نيز جامه درونى آن و پرده ها و تمامى جامه هاى
ديگر، مانند جامه حجره نبوى شريف و منبر نبوى همچنين به جامه مقام
ابراهيم خليل(عليه السلام)، از خود نشان مى دادند. به طورى كه (سلطان)
سليم اول به هنگام اقامت خويش در مصر، به
ساخته شدن جامه كعبه و جامه حجره نبوى شريف و جامه مقام
ابراهيم خليل(عليه السلام) اهتمام ورزيد تا بدانجا كه در تزيين جامه
هاى ياد شده، به صورت غير معمول، آنچنان نمود كه در زيبايى و جمال بى
نظير گرديد.
حاشيه اين پرده به وسيله تارهاى نقره و طلا همانند پرده
كعبه معظمه بافته شده بود و پرده ياد شده را همواره بر
روى صندوق چوبى كه در داخل پنجره آهنى ، بر روى سنگ
مقام قرار داشت، مى انداختند. اين پرده همه ساله به همراه پرده كعبه،
در دوران عثمانيان، از مصر به مكه ارسال مى شد كه در اين دوره ، گاه
اتفاق مى افتاد هر پنج سال يكبار براى مقام پرده اى فرستاده مى شد .
سپس در سالهاى اخير ارسال پرده مقام قطع شد، بطورى كه
پرده مقام در سال 1374 هجرى مربوط به هفده سال قبل بود. اين پرده
همچنان بر روى مقام قرار داشت تا اينكه كنگره «رابطة العالم الاسلامى »
(انجمن جهان اسلام) در جلسه يازدهم خود، كه در تاريخ 25 ذى حجه سال
1384 هجرى در مكه تشكيل شده بود، تصميمگرفت مقام ابراهيم را از وضعيت
قبلى خود خارج ساخته ، آن را در زير محفظه اى شيشه اى (همانند وضع
كنونى آن) قرار دهد.
* در چهار سوى اين پوشش نوشته هايى عربى و يا آيه
هايى از قرآن گلدوزى شده بود. اين نوشته ها كه از سمت درِ مقام ابراهيم
آغاز مى شد عبارت بودند از:
سطر اول: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَإِذْ
جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ
مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ
وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِي لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ
وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ
سطر دوم: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَإِذْ
قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَى قَالَ
أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنْ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ
عَلَى كُلِّ جَبَل مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ
سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
سطر سوم: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ
أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً
لِلْعَالَمِينَ * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ
دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَللهِِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنْ
اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِىٌّ عَنْ
الْعَالَمِينَ
سطر چهارم: «اَالله جَلَّ جَلالُهُ، مُحَمَدٌ(صلى
الله عليه وآله)، ابوبكر(رضي الله عنه)، عمر(رضي الله عنه)، عثمان(رضي
الله عنه)، على(رضي الله عنه )»
سطر پنجم: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، قُلْ
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ
أَهْدَى سَبِيلا
سطر ششم: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، هُوَ
الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ
عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وََلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
*البته نوشته های بالا با آنچه که بر روی پرده های مقام
ابراهیم در کاخ گلستان وجود دارد اندکی متفاوت است . نخست در سطر دوم
عبارت (صدق اللّه ربّنا و خالقنا العزيز الرحيم ) در انتهای کتیبه دیده
نمی شود . دوم اینکه در سطر ششم بجای عبارت ( ولو کره المشرکون) در
انتهای آیه عبارت ( وکفي بالله شهيدا )
نوشته شده بود . سوم اینکه از کتیبه : (
السلطان عبدالحمید خان ابن السلطان الغازی عبدالمجیدخانابن السلطان
محمود خان ابن السلطان عبدالحمید خان ابن السلطان احمدخان خلد الله
خلافته وايّد بالعدل الي سلطنته انتها الزمان و نهايه الدّوران سنه
1315) نیز سخنی به میان نیامده است
و
چهارم
در سطر چهارم عبارت حسن (رضي الله عنه) ، حسين (رضي الله عنه) دیده نمی
شود .
* ابتدا تمام آیات بر روی پرده مقام ابراهیم را شناسایی
نمودم . سطر اول
( بقره – 125 )
سطر دوم ( بقره – 260 ) سطر سوم (آل عمران – 96 و 97 ) سطر چهارم (
اسرا – 84 ) و سطر پنجم با عبارت « و لو کره المشرکون » ( توبه – 33 )
و با عبارت « وکفی بالله شهیدا » ( فتح – 28 ) ضمنا عبارت (صدق اللّه
ربّنا و خالقنا العزيز الرحيم ) در سطر دوم ادامه ی آیه مربوطه نیست
بلکه مانند عبارت ( صدق الله و العلی والعظیم ) می باشد که قاریان در
انتهای سوره های قرآن می آورند .
موضوع کمی پیچیده تر شده بود زیرا تفاوت در نوشته
های پرده مقام ابراهیم موجود در کاخ گلستان و کتب یاد شده نمی توانست
سند محکمی برای اثبات نتایج بدست آمده باشد بنابراین پژوهش برای کسب
ادله دیگر آغاز گردید .
خوشبختانه با جستجوی بسیار کتاب دیگری پیدا کردم به
نام«
جامه مصري در دوران جديد
»نوشته ی محمد الدقن با ترجمه هادي انصاري که در آن
توضیحات جامعی در مورد پرده های موجود در مسجدالحرام داده شده است .
در قسمتی از این کتاب او از قول ابراهيم رفعت پاشا در کتاب مرآة
الحرمين
می گوید:
جامه مقام ابراهيم خليل(عليه السلام)
اين جامه، از پنج قطعه كه شامل: چهار سمت و سقفِ مقام
بوده، تشكيل مي گرديده است. مساحت كلّي آن به
همراه پارچه ابريشم و اطلس سياه ساده ، سي ذرع بوده كه
همگي مانند پرده درِ كعبه، از همان مواد اوّليه بافته شده بود، با اين
تفاوت كه اين جامه به وسيله ابريشم مصنوعي سبز همانند پرده درِ كعبه
آستر نشده بود ، بلكه به وسيله چلواري پنبه اي سرتاسر آن آستر
گرديده بود.
افزون بر آن، به جامه ياد شده، پنج دگمه نقره اي، ده
چتر، ده منگوله كوچك نخي و چهار منگوله بزرگ نخي قرار داده مي شد.
همچنين «سُجُق» (شبكه اي از بافته كه پيرامون آن گلوله هاي نخي قرار
داشت ) و گلوله هاي پنبه اي هندي به رنگ سرخ در پايين جامه مقام آذين
مي شد. (شهادت نامه هاي شرعي تسليم جامه كعبه در سال هاي 1321 و 1322 ه
. و نيز نك : ابراهيم رفعت پاشا ، مرآة الحرمين، ج1، ص295 )
بر جامه ياد شده نوشته هاي زير به وسيله تارهاي نقره
اي مطلا تنيده نوشته شده بود .
پرده درگاه مقام ابراهيم خليل(عليه السلام):
اين پرده از دو قطعه تشكيل مي شد. طول هر قطعه ده ذرع
بوده و اين دو قطعه به وسيله قطعه ديگري به عنوان زير پرده به هم مي
پيوست.
پرده درگاه مقام از مواد اوليه اي بافته مي شد كه پرده
درِ كعبه را مي بافتند
. علاوه بر آن، پرده درگاه مقام داراي پنج دکمه نقره
اي، ده چتر و ده منگوله نخي كوچك بود
. (شهادت نامه هاي شرعي تسليم جامه كعبه در سال هاي
1321 و 322 ه و نيز نك : ابراهيم رفعت پاشا ، مرآة الحرمين، ج1، ص295
)
نوشته
هاي روي جامه مقام
سمت اوّل
سمت دوّم
سمت سوّم
سمت چهارم
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، وَ إِذْ
جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ
مَقَامِ إبْرَاهِيمَ مُصَلّيً وَ عَهْدِنَا إلَي إبْرَاهِيمَ وَ
إسْمَاعِيلَ أنْ طَهِرَا بَيْتِي لِلطَّائفِينَ وَالْعَاكِفِينَ
وَالرُّكَّعِ السُّجُود
ِبِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، وَ إِذْ قَالَ
إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَي قَالَ أَوَلَمْ
تُؤْمِنْ قَالَ بَلَي وَ لَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ
أَرْبَعَةً مِنْ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَي
كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
وَاعْلَم
أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ، صدق اللّه ربّنا و
خالقنا العزيز الرحيم ْ
بِسْمِ اللّهِ الرَّخْمَنِ الرَّحِيمِ ، إِنَّ أَوَّلَ
بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُديً
لِلْعَالَمِينَ ــ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ
وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَ لِلّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ
الْبَيْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ
اللّهَ غَنِيٌّ عّنِ الْعَالَمِينَ
اللّه جلّ جلاله . محمّد (صلّي اللّه عليه و آله و
سلّم) أبوبكر رضي اللّه عنه ، عمر رضي اللّه عنه ، عثمان رضي اللّه عنه
، علي رضي اللَه عنه ، حسن رضي اللّه عنه ، حسين رضي اللّه عنه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، قُلْ كُلٌ
يَعْمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَي
سَبِيلاً
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، هُوَ الَّذِي
أرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي
الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَي بِاللّهِ شَهِيداً
السلطان محمّد خان الخامس ابن السلطان الغازي عبد
المجيد خان ابن السلطان محمود خان بن السلطان
عبدالحميد خان. ابن السلطان أحمد خان خلد اللّه خلافته
و أيّد بالعدل سلطنته إلي انتهاء الزمان و نهايه الدوران
سنه 1327ه (ابراهيم رفعت پاشا : مرآة الحرمين ، ج1 ،
ص247)
این موارد با نوشته های موجود بر پرده مقام ابراهیم در
کاخ گلستان جز در کتیبه ی اسامی سلاطین عثمانی ( که می بایست چنین
باشد زیرا پرده متعلق به زمان سلطنت پادشاه دیگری است ) ) شباهت کامل
دارد اما آن اختلافات عنوان شده را نیز نمی توان نادیده گرفت .
دو
فرضیه را می توان مد نظر داشت نخست آن که احتمال بدهیم
در کتاب « مكه و
مدينه ، تصويري از توسعه و نوسازي
» که برگردانى از دو اثر عربى به نام هاى «الكعبة
المعظمة و الحرمان الشريفان عمارة و تاريخاً» و
«قصة التوسعة الكبرى» است و به ترتيب، به قلم «عبيدالله
محمد امين كردى» و «حامد عباس» تأليف شده است یا نوسندگان آنان و یا
مترجم سهوا بعضی از جملات را ننوشته باشند که بسیار بعید به نظر می رسد
دوم اینکه شاید پرده مقام ابراهیم در طول زمان تغییراتی داشته است .
با کمی بررسی فرضیه دوم را پسندیدم زیرا جملات موجود بر
روی پرده ای کتاب «
مكه و مدينه ، تصويري از توسعه و نوسازي
» در شش سطر نوشته شده ولی
جملات پرده ی کاخ گلستان در پنج کادر تهیه گردیده اند بنابراین می توان
نتیجه گرفت که پرده در هر زمان ترکیبی خاص داشته است .
آوردن نام حضرت علی (ع) بر روی پرده چون ایشان یکی از
خلفای راشدین بودند عجیب به نظر نمی رسد اما اسامی امام حسن (ع) و امام
حسین (ع) کمی ایجاد شبهه می نماید . ولی نظر شما را به ترجمه مقاله ای
درماهنامه «العربي» چاپ كويت شماره 300، نوامبر 1983 ميلادي برابر با
محرم الحرام 1404هجري (صص 151 ـ 144)، كه جستجويي است در اسناد و مدارك
تاريخي، درباره آخرين بازسازي مسجد الحرام كه در سال 1299ه در دوران
خلافت سلطان عبدالحميد خان عثماني جلب می نمایم .
اين بازسازي كه تاكنون نما و هيكل اصلي مسجدالحرام و
مسجدالنبي ـ ص ـ را تشكيل مي دهد به وسيله يكي از مهندسان عثماني كه
داراي رتبه نظامي نيز بوده، طرح و اجرا گرديده است. نكته جالب توجه آن
كه اين مهندس عثماني ، كه اطلاعات ما درباره زندگي او اندك است، به
احتمال قوي از شيعيان (كه امروزه از آنان در تركيه و سوريه و آلباني به
نام علويان ياد مي شود) بوده و بدين وسيله توانسته است تا حدّ امكان و
توانايي خود آثاري شيعي در حرمين شريفين (و به ويژه در مدينه منوّره)
بر جاي گذارد
بنابر روايات شفاهي موثّق از منابع شيعيان تركيه،
نوشتن نام چهارده معصوم ـ عليهم السلام ـ در صحن اوّل و دوّم مسجدالنبي
ـ ص ـ و ثبت اشعاري در مدح اهل بيت و به ويژه حضرت علي ـ ع ـ و فاطمه ـ
سلام الله عليها ـ بر گرداگرد حجره پيامبر و خانه حضرت صديقه (اين
اشعار امروزه با رنگ آميزي محو شده است ليكن با دقت مي توان برخي كلمات
آن اشعار را خواند) و صُفّه از كارهاي نيك اين مرد بوده است .
همچنین درباره اين موضوع حسين عبدالله باسلامه در كتاب
خود به نام «تاريخ الكعبة المعظمه: عمارتها، وكسوتها، وسدانتها» كه در
سال 1354ه . ق در جدّه به چاپ رسيد اشاره مي كند و مي گويد:
سيد احمد دحلاق در كتاب خود به نام «الفتوحات
الاسلاميه» مي نويسد: در سال 1299ه سلطان عبدالحميدخان فرزند سلطان
عبدالمجيد خان عثماني به ترميم و تعمير اساسي و بنيادين كعبه همّت
گمارد و كف كعبه را با سنگ هاي مرمر پوشانيد، ليكن بيش از اين اطلاعاتي
را ارائه نمي كند و تنها به اشارات كوتاه و فشرده اي بسنده نموده است.
علّت اين فشردگي و كوتاهيِ اطلاعات او ، نبودِ گزارش
كامل و رسمي از اين اقدامات است ، ليكن توفيق يار من بود و توانستم
گزارش كامل اين تعمير را، به همراه نقشه هاي تفصيلي آن، در كتابخانه
خصوصي سلطان عبدالحميد دوّم به دست آورم . نويسنده گزارش و نقشه پرداز،
يكي از افسران مهندسي ارتش عثماني به نام سيد محمّد صادق است . او
افزون بر آگاهي از رشته مهندسي و نقشه كشي ، جانشين فرمانده رييس ستاد
جنگ دولت عثماني نيز بوده است .
بنابراین می توان نتیجه گرفت که آوردن اسامی امامان دوم
و سوم ما شیعیان بر روی پرده کعبه و استمرار آن
.
زمان های بعد از کوشش های این مرد بزرگ بوده باشد .
یکی دیگر از موارد بر روی پرده کتیبه اسامی سلاطین
عثمانی می باشد خود را تا پنج نسل بعد از خود معرفی کرده اند که با
توجه به سه کتیبه ( 2 عدد بر روی پرده های کاخ گلستان و یکی دیگر در
کتاب ابراهيم رفعت پاشا: مرآة الحرمين ، ج1 ، ص247 ) به نظر می رسد که
در آن زمان به این گونه عمل می شده است .
بنا به دلایل مطرح شده در این پژوهش مطمئنا پرده های
موجود در کاخ گلستان متعلق به بنای مقام ابراهیم در مکه مکرمه می باشند
. البته مطلبی که در روند پژوهش فکر مرا همیشه معطوف به خود می کرد این
بود که با وجود روابط بسیار حسنه دولت قاجار ( ناصرالدین شاه ) با
پادشاه عثمانی ( سلطان عبدالحمید دوم ) پس چرا تکه ای از پرده کعبه
اهدا نگردیده است ؟!!!! شاید یکی از دلایلش نرفتن هیچ
کدام
از شاهان قاجار به سفر حج و خانه خدا باشد .!!!!!
خداوند منان را سپاسگزارم که لطف خود را دوباره
شامل حال من نمود تا با سعی و تلاش در شناساندن صحیح یکی دیگر از اشیا
موزه ی مخصوص کاخ گلستان سر بلند خارج شوم . پرده ای که تا مدتی پیش به
عنوان تکه ای از پرده کعبه شناخته می شد امروز با نام واقعی جایگاه خود
یعنی مقام ابراهیم خوانده می شود تا آیندگان بدانند که چیزی را بدون
تفکر باور نکنند و همواره با عقل خویش بنگرند نه با چشم خویش .
*
لازم می دانم از
آقایان "همایون خداداد" و "سید محمدرضا مظهری" و همچنین
از سرکار خانم "نیلوفر نوید"
که در این پژوهش مرا یاری نموده اند کمال تشکر را
بنمایم
عباس خاکسار
مسئول و امین اموال موزه مخصوص
دی
ماه 1388
بازگشت